حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :از گنجهای بهشت; نیکی کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنی عدم شکایت از آنها) است.

دوشنبه, ۲۴ خرداد , ۱۴۰۰ 5 ذو القعدة 1442 Monday, 14 June , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1096 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 3×
به جنگ آب اعتقاد ندارم/ نگرانی‌های ایران درباره سد کمال خان افغانستان
18 اسفند 1399 - 9:08
شناسه : 3033
بازدید 77
3
وزیر نیرو گفت: طرح رویین‌ تن سازی سیستان را تعریف کردیم به این معنا که ما باید کارهای مختلفی را اجرا کنیم که حیات پایدار سیستان تضمین شود و قرار نیست زلف حیات پایدار سیستان صرفاً به آب هیرمند گره بزنیم هرچند از قطره‌ای از حق‌آبۀ خود نخواهیم گذشت.
ارسال توسط : منبع : فارس
پ
پ

به گزارش بشارت نیوز ، ممکن است در طول زندگی خود به دفعات راجع به جمله “آب مایع حیات است” شنیده باشید. اگر در شهر ساکن هستید و به محض نیاز به آب با باز کردن شیر به آب می‌رسید، شاید نتوانید ابعاد وسیع این جمله را درک کنید.

این مایع حیات به راستی زمینه رشد است و حضور آن در رونق بخشی زندگی مردم آنقدری اهمیت دارد که نیاکان ما با کمترین امکانات ضمن حفر چاه‌ها و قنات‌ها مراحل هدایت آن به سمت محل زندگی خود را مهیا می‌کردند.

هم اکنون نیز، نیاز اصلی رشد اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی کشور به مسئله تامین منابع آب گره خورده است. در همین راستا در بخش دوم گفتگوی اختصاص با رضا اردکانیان، وزیر نیرو به سراغ آب رفتیم.

در بخش دوم این گفتگو از مسائلی نظیر مدیریت منابع آب، دیپلماسی آب، مسئله آب غیزانیه، آمایش سرزمینی و پروژه‌های انتقال آب پرسیدیم.

رضا اردکانیان نیز در پاسخ‌های مفصلی از مزایا و معایب پروژه‌های انتقال آب گفت، به سد کمال‌خان و به حقابه ایران از هیرمند اشاره کرد، همچنین مسئله نیاز به نیروی توانمند در زمینه دیپلماسی آب را مطرح نمود و بحث رویین تن سازی سیستان و بلوچستان را طرح کرد.

* نمی‌توانیم به مردم کشور بگوییم مناطق کم‌آب و خشک را رها کنند

فارس: اولین محور بحث ما درباره آب، مسئله مرتبط با مدیریت منابع آب است. در کشور ما یک‌سری پروژه تحت عنوان پروژۀ انتقال آب تعریف می‌شود که آب را از خزر به فلات مرکزی ببریم یا از خلیج فارس به مکان دیگر منتقل کنیم. هر کس از بیرون به ساختار کشور ما نگاه کند متوجه می‌شود که سواحل جنوبی کشور بستر توسعه است بدون این‌که نیاز باشد آبی را انتقال دهیم. در چنین شرایطی نقش وزارت نیرو در پایش جامع مکان‌یابی پروژه‌ها به چه نحو است؟ اگر وزارت نیرو نقشی دارد پس چرا شاهد این پروژه‌های انتقال آب هستیم؟ معمولاً تمدن‌های کشاورزی و  تمدن‌های صنعتی کنار آب شکل می‌گیرند. چرا ما این‌قدر اصرار داریم که آب را کنار صنعت ببریم؟

اردکانیان: من کارشناسی ارشدم در حوزۀ مهندسی منابع آب بوده است و دکترا را در زمینۀ مدیریت منابع آب گذرانده‌ام و ۱۰ سالی هم در این عرصه و در سطح بین‌المللی کار کردم و تخصصی‌تر می‌توانم به این سوال پاسخ دهم. پاسخ شما را این‌طور می‌دهم که این کار هم بنا به شرایطی لازم است و هم بنا به دلایلی بدین شکلی که ما عمل می‌کنیم موجه نیست. فی‌نفسه بحث انتقال آب در کشور ما یک بحث مردودی نباید باشد. ما کشور خشک و نیمه‌خشکی هستیم و متوسط بارش یک‌سوم متوسط بارش جهانی است که با وجود پهناور بودن کشور جزء کشورهای خشک و نیمه‌خشک محسوب می‌شویم.

از طرفی همین میزان کم بارش هم نه توزیع زمانی همگونی دارد و نه توزیع جغرافیایی و مکانی یعنی این‌طور نیست که مثل برخی کشورها همین میزان بارشی که داریم به صورت ملایم و منظم در اغلب ماه‌های سال ببارد و هم استان‌های مرکزی مانند یزد در بهترین حالت متوسط بارش ۵۰ میلی‌متر در سال دارند ولی شهرهایی هم هستند که متوسط ۱۰۰۰ میلی‌متر یا بیشتر بارش دارند. پس همین میزان کم بارش حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد پهنۀ کشور را دربرمی‌گیرد و عمدتاً در غرب زاگرس و شمال البرز متمرکز می‌شود.

برای ما حفظ جمعیت مسکون یک مقولۀ امنیت ملی است و نمی‌توانیم به مردم کشور بگوییم مناطق کم‌آب و خشک را رها کنند و به سمت مناطقی که آب دارد کوچ کنند که پهنۀ وسیعی از کشور لخت و خالی بماند که این خود یک تهدید امنیت ملی برای ما است و پدران ما هم این کار را نکردند. سازوکار قنات که ۳۰۰۰ سال پیش در ایران عرضه شده به این دلیل بوده است که جمعیت می‌خواستند به درستی در جایی که تمدن ایجاد کردند بمانند و به همین علت آب را به محل زندگی خود بردند یا مرزنشینان ما درست مثل یک نیروی نظامی که وقتی در سنگر خود در خط مقدم قرار دارد، وقتی فشنگ او تمام شود نمی‌گویند برگرد برو کیلومترها دورتر در مرکز شهر و برای خودت مهمات بیاور بلکه می‌گویند شما همین‌جا باش و ما مهمات را به شما می‌رسانیم. پس اصل موضوع انتقال آب یک مفهوم مردود در کشور ما با توجه به شرایط اقلیمی و توپوگرافی نیست و ما باید جزء طرح‌ها داشته باشیم. اما آیا این بدین معناست که همۀ کارهای انتقالی که انجام می‌دهیم درست است؟ آیا این مسئله بدین معناست که سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌کنیم و هزینه‌های سیاسی و اجتماعی که پرداخت شده و خواهد شد موجه است؟

پاسخ من به این سوال مثبت نیست. پس چرا این کار را می‌کنیم؟ نه تنها در کشور ما با این همه ناموزونی‌های طبیعی که وجود دارد بلکه در مناطق دیگر دنیا مانند اروپای سبز که یک سطح جلگه‌ای با بارش کافی و توزیع زمانی همگون است، وقتی می‌خواهند برای تخصیص منابعشان برنامه‌ریزی کنند، اولین کارهایی که انجام می‌دهند مطالعه روی نقاط کشور است که هر نقطه چه ظرفیتی دارد و آن ظرفیت چگونه باید به کار گرفته شود که اسم امروزی این کار طرح آمایش سرزمین است.

ما ۴۰ سال است هنوز یک طرح آمایش سرزمینی مصوب نداشته‌ایم. این‌که چرا نداشتیم ریشۀ آن در همان ۵ پایه‌ای ضروری برای حکمرانی است که گفتم و نقطۀ شروع آمایش سرزمینی داشتن تمرین یک کار بین‌بخشی است. ما متاسفانه آن‌قدر در این زمینه کار نکردیم و ضعیف هستیم مانند عضوی از بدن که وقتی به کار گرفته نمی‌شود، ضعیف می‌شود؛ حتی سازوکارهای ذاتاً بین‌بخشی ما هم در عمل ترجیح دادند که یک بخشی برای خود تعریف کنند که یک وجه کار را بگیرند و همان را جلو ببرند.

طرح آمایش سرزمین مستلزم این است که دستگاه‌ها نه فقط داخل دولت بلکه مجلس شورای اسلامی و باقی قوه‌ها دور هم بنشینند و این اصل را بپذیرند که هرجا که یک ظرفیت بالقوه داریم به بهترین نحو و کمترین هزینه آن را بالفعل کنیم. وقتی طرح آمایش سرزمین باشد، مثلا فولادهای شما در کنار آب است و این‌طور نیست که صنعت فولاد یک جایی باشد و از جای دیگر آب به آن منطقه برده شود. نبود آن نقشۀ راه یعنی طرح آمایش سرزمین موجب می‌شود که همه خودشان را موظف ببینند که برای احقاق حقشان همه چیز را یک‌جا برای هرجایی بخواهند تا ببینند چه کسی زورش بیشتر می‌رسد و چه کسی زورش نمی‌رسد؟

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.